2- شما ، همیشه بارانی است. اینکه در گرمای مرداد ماه از خواب صبح بلند شوید وببینید که زمین خیس است وشب باران باریده جای هیچ تعجبی ندارد. استمرار باران خاک را مستعد پذیرش آن کرده و کمتر خطر اب گرفتگی ساکنین شمال را تهدید ممی کند. گاهی در زمستان می شود که سه روز تمام باران می بارد وحتی یک ثانیه قطع نمی شود.اما اتفاق خاصی رخ نمیدهد وهمه چیز سر جای خودش است.
در جنوب اما اینطور نیست. باران نمی بارد. یا کم می بارد. اهواز که بودم هر بار که باران می بارید تنها چند دقیقه بود. اما همان چند دقیقه کافی بود تا تمام جویها پر شوند وخانه ها آب گرفتگی را تجربه کنند وشهر فلج شود.
این را گفتم که آمادگی شهر در برابر باران را به آمادگی حکومتها در برابر تغییرات تشبیه کنم. حکومتی که هر روز به نقد خود می نشیند وبه اصلاح خود می پردازد مانند شمال است. هیچ خطری تهدیدش نمی کند. حتی اگر چندین سال این تغییرات واصلاحات طول بکشد. اما حکومتی که در برابر اصلاح ونقد خود مقاومت کند به ناچار دچار بارانهای سیل آسا خواهد شد که بنیان کن خواهند بود. این یک درس تاریخی نیز هست که بسیاری از رهبران مستبد البته، تجربه ای نمیگیرند و به سرنوشت همپالکی هایشان دچار می شوند.
3- گاهی فکر میکنم کسانی که واقعا از روی صداقت به برخی ها ایمان دارند و واقعا از همان بعضی ها پیروی می کنند وقتپی یک دو یا چندین سال بعد که پرده ها کنار رفتند ، با واقعیت عریان مواجه شوند چه حالی می شوند؟ وقتی بفهمند که نزدیک ترین اطرافیانشان در گوشهاشان پنبه فرو می کردند ودر چشمهایشان اسید می پاشیدند تا نشنوند و نبینند آنچه که حقیقت دارد چه حالی می شوند؟ من خدا را گواه می گیرم که تلاش خودم را برای نجات این دوستان انجام دادم. اما انگار سدی در برابر آنهاست که جز آنچه خود می خواهند را نمی شنوند و نمی خواهند... خدایاهمه ما را به راه راست هدایت کن و قبل از آنکه دیر شود کسی را که خواب است بیدار کن ... چه ما ، چه آنها...
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم.
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند,
از گوشه ی بامی که پریدیم ، پریدیم ...
با پادشه بگو که روزی مقرر است...
این ، چراغ راه این سالهای من است... شد شد ، نشد هم نشد ، هر دو شکر خدا که تلاشمان را کردیم... وسیع باید بود...
شکار خلق وصید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ ونام کردند...
شکسپیر میگوید: " ابلیس هم می تواند از کتاب مقدس به جهت منافع خودش آیه بیاورد"
انکس که خود را و حکومتش را به " علی " در روز شهادت " علی " تشبیه می کند ومخالفانش را نیز به مخالفان علی ، یا خود را فریب می دهد یا مردمان را . و نتیجه هر کدام از اینها هلاکت است ... منتظرم...
این پیشنهاد از آنجا اهمیت دارد که پیشتر گفته میشد راه سبز امید موسوی یک تشکل یا حزب یا جبهه سیاسی خواهد بود. اما حالا او میگوید راه سبز امید تنها شبکه ای است اجتماعی که از میلیونها زیر شبکه تشکیل شده. و کدام حکومت است که بتواند همزمان با میلیونها شبکه کوچک مقابله کند؟
این نشان می دهد که موسوی یک گام بزرگ به سوی ورود به دامنه اپوزسیون برداشته است. گامی که می تواند هزینه های سنگینی را حداقل برای خود واطرافیانش ایجاد کند. اما این پیشنهاد راهی را در مقابل پای ایرانیان حامی او گذارده است که چندان پر خطر نمینمایاند. باید ماند ومنتظر ماند تا واکنش حکومت به این داستان چیست؟
در این میان اما تقلب هم می شود. مثل روپولی. که برادرم همیشه به بانک آن دستبرد می زد وما تنها برخی مواقع می فهمیدیم و دنبالش می کردیم. با پای پیاده حیاط طولانی خانه را دنبالش می دویدیم واو همانطور پابرهنه از خیابان می گذشت ودر تعمیرگاه روبه رو سنگر می گرفت. اینبار اما تقلب هم اگر بشود ، تیمی اگر تیم دیگری را دنبال هم بکند حتی اگر حیاط خانه دراز باشد تعمیرگاهی وجود ندارد که کسی در آن سنگر بگیرد... دیگر دیر شده . مرتضوی ، مشایی و هر کس دیگری حتی خود کاپیتان ، اگر قربانی هم شوند روی تیم دیگر بیشتر باز می شود وتاکتیکش را هجومی تر می چیند.
نباید فراموش کرد تعویض ها از دقیقه هفتاد به بعد شروع می شوند . یعنی در کمتر از یک سوم باقیمانده تا پایان بازی. تعویض های تاکتیکی شروع شده. شمارش معکووووووووسسسسسسسسسسسسس...
دوم هم اینکه با انحلال دو حزب یاد شده عملا دیگر امکانی غیر از همان محافظه کاران تند رو برای مشارکت ودر معرض قرار دادن خود در میان حاکمیت و شورایها ومجلس نیز باقی نمی ماند. این یعنی تک صدایی بیشتر .یعنی زیر زمینی تر شدن صدا ها.یعنی بالا رفتن احتمال انفجار...
باید ماند ومنتظر ماند.
داخل پرانتز: شرایط اینروزهای ایران آنقدر پیچیده هست که ماهر ترین تحلیگران هم سعی میکنند به پیش بینی و تحلیل آنچه در آینده رخ خواهد داد نپردازند. اما به هر حال گاهی جوجه نویسنده هایی مثل من حساب کار از دستشان در میرود دیگر. تا خدا چه خواهد...

