گل گلخونه مردم شدنو...
بهرحال هر چه بود وارد بیست وهشت سالگی شدم. طی سالهای گذشته در بازتعریف روابط با اطرافیانم مشکل جنسیت را برای خود حل کردم. بنابراین تعریف به افراد بعنوان انسان بما هو انسان نگاه میکنم.نه بیشتر ونه کمتر. دختر یا پسر بودن ، بزرگ یا کوچک بودن برایم تفاوتی ندارد. در کنار این تعریف اما برخلاف آنچه که می پنداشتم رابطه عاشقانه ای شکل نگرفت. پس از رابطه بسیار دلی و عاشقانه ای که سرانجام در سال هشتاد ودو ناکام ماند ، دیگر چنین رابطه ای با کسی شکل نگرفت. یعنی چند سال اول خودم آنچنان بیزار از چنان روابطی شده بودم که امکانش نبود وچند سال بعد تا به امروز نیز باز یا خودم نخواستم یا در دور تسلسلی که خواهم گفت گیر افتاده ام که ندانم چون کردن...؟
دور تسلسل این است که اولا سن من از دوست پسر دوست دختر بازی گذشته است والبته حال وحوصله اینکار را هم ندارم.بنابراین آغاز رابطه باید با هدف ازدواج باشد ونه چیز دیگر. اما برای منی که مثلا در سال ۸۸ با حداکثر تلاشم بیشتر از ماهی ۳۵۰ هزار تومان (در حالت خوشبینانه) در آمد نخواهم داشت اولویت ، انتخاب فردی است که شاغل باشد ومبلغی به ورودی خانواده اضافه کند ، والبته در کنار دیگر معیارهای من که چندان سهل و کم شمار هم نیستند. در این میان بیم آن دارم که این اولویت معیارهایم را تحت الشعاع قرار دهد ودرآینده نتوانم آنگونه که میخواهم زندگی کنم. از طرف دیگر مادر و یکی دو تا از اطرافیان منتظر چراغ سبز من هستند تا گزینه های خودشان را رو کنند . که تاکنون با مقاومت سرسختانه من روبرو شده اند. از طرفی اعتقادی به شروع رابطه بدون علاقه وتنها براساس تفاهم وبه هم آمدن خانوادگی و اینها ندارم . ترجیح می دهم یک پله پایین تر بایستم اما علاقه بیشتر از چیزهای دیگر به چشم بیاید.
ادامه تحصیل اما موضوع دیگری است که مسلما با ورود فرد جدید بیشتر به حاشیه کشیده خواهد شد .در اینباره نیز باید فکر بیشتری نمود.
در محل کارم که روزانه بیشتر از شاید سیصد چهار صد نفر مراجعه کننده داریم ، یکی دو گزینه را مد نظر دارم اما ترس از اینکه دارای معیارهای لازم نباشند ویا مناسب هم نباشیم و هزار یای بی پاسخ دیگر مانع از شروع رابطه ای دوستانه با هر یک از آنان شده . بهر حال مانده ام در یک چند راهی. راهی که در انتهای آن هستم خسته ام کرده. گاهی انسان نیاز دارد از آن بازتعریف خود نسبت به انسانهای اطرافش دست بکشد و براساس جنسیت طرف مقابل (جنس مخالف) با او به گپ وگفت بنشیند و گاهی حرفهای خیلی خیلی خصوصی اش را بگوید وگاهی حرفهای خیلی خصوصی ای را هم از زبان هم او بشنود.این نیاز البته در مورد دوستان حقیقی و دنیای مجازی نیز صدق می کند.
به هر حال بیشتر موجب اطاله کلام است و تکرار مکررات. اگر پیشنهادی دارید دریغ نکنید.لطفا...
به برنامه های سیاسی اش کاری ندارم که چقدر تاثیر گذاری دارد اما دو برنامه را نباید از دست داد. اولی برنامه اپارات است. این برنامه به نمایش فیلمهای مستند وکوتاه ایرانی می پردازد. اکثر فیلمهایی که از این برنامه پخش می شوند فیلمهایی هستند که در ایران اجازه نمایش ندارند واز این بابت به مثابه هوای تازه ای هست که در سینمای مستند ایران دمیده شده. تا به امروز فیلمهای " دماغ به سبک ایرانی" ،"بین دو دنیا " ، "تئاتر نصر " و" آرامش با دیازپام ده" فیلمهای قوی وجالبی بودند .
دومین برنامه هم برنامه "کوک" هست که درباره موسیقی است. معرفی گروههای موسیقی ایرانی که در خارج از کشور هستند وکمتر شناخته شده اند. والبته گزارشهایی از خوانندگان مشهور ایرانی در لس آنجلس.
این دوبرنامه را به همه دارندگان ماهواره توصیه میکنم....
قرار است یک کادو خاص بهمان برسد. منتظریم سخت... ![]()
پیروزی در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری آنگونه که به اصطلاح اصلاح طلبان فکر می کنند آسان نیست. این انتخابات جدال سختی خواهد بود میان دو تفکر در کشور که طرفدارانی سرسخت دارند. این ادعا که هر کس در مقابل احمدی نژاد باشد رای می آورد تلقی بسیار باطلی است. مسلما بسیاری از مردم به دلایل مختلف به احمدی نژاد رای خواهند داد. در برابر این ماجرا تنها کاری که باید کرد اتحاد و ائتلاف افراد واحزاب موسوم به اصلاح طلب است.
حال که خاتمی پا به عرصه گذاشته است کروبی همچنان بر طبل منم منم میکوبد، کرباسچی رویای ریاست جمهوری در سر دارد ومیر حسین هر روز اظهارنظر تازه ای را ابراز می دارد. این کارها واختلافات درونی تنها حامیان احمدی نژاد را خوشحال می کند چرا که مطمئنا با حضور کاندیداهای زیاد از طیف اصلاح طلب ها رای ها شکسته خواهد شد و درصد آرای احمدی نژاد بیشتر می شود. نمیدانم ایا سرانجام این افراد به خود می آیند یا خیر اما برای خودمان بسیار متاسفم که امیدمان را به زلف کسانی گره زده ایم که جز سود ومنفعت خویش و تسویه حسابهای شخصی به چیز دیگری فکر نمیکنند و اصلا هم برایشان مهم نیست که مردم در چه وضعیتی هستند.
بیچاره این "مردم "که همواره در این کشور مظلوم بوده است...

